اولین گوشی که داشتم بدستم رسید دوباره. سیمکارتم داخلش گذاشتم رفتم داخل اینباکس. دوتا پیام پاک نشده از گذشته. یکیش از اون یکی برام جذاب تر بود:" سلام الهه؛صبحت بخیرجیگر؛چطوری بلا؟بهتر شدی قربونت برم؟" الهه ی عشقی که من نبودم. از همونجا هر وقت اسم الهه میاد چشام میبندم و میگم هر گردی که گردو نیست...
دوست خوبم دل تنگتم. سال هاست که از پیشمون رفتی ولی انگار همین دیروز بود. از رفتنت ده سال میگذره. توی این ده سال خیلی چیزا عوض شده. دیگه اون آدم سابق نیستم. ویرانم "تو خاموشی خونه خاموشه" از ستاره تا ستاره گریه کردم...
کاش نرفته بودی یا دست کم اونجوری نرفته بودی...کاش به جای تو من رفته بودم...